بيگانگان حق
كتبهاpaasokh ، في 1 مارس 2008 الساعة: 18:39 م
بيگانگان و دشمنان حق
سؤال: آيا فقط كفار و مشركين حربي و نواصب پاك نيستند؟ كفار و مشركين يا بي دينان و لا مذهبان اگر حربي نباشند چه حكمى دارند؟
جواب: فقط يهود و نصارى و مجوس و صابئين و پيروان انبياى گذشته (عليهم السلام) (در صورت احراز) به شرط اجتناب از ارجاس و عدم دشمنى با اسلام و أهل ايمان، محكوم به طهارت هستند، و بقيه كفار و لا مذهبان و دهريان و طبيعيان حتى اگر حربي نباشند پاك نيستند، البته حكمشان در باب جواز معامله و تجارت و ارتباط صحيح با حربيان مختلف است كه با اينها روابط مذكوره هم جايز نيست، و اين تكليف حال اختيار است؛ و در حال اضطرار حكم به قدر ضرورت و برحسب متفاوت است. [شمارة ثبت: (529) منبع: المسائل المغربية]
سؤال: آيا مسيحيان به دليل اينكه حضرت عيسي عليه السلام را پسر خدا مي دانند مشرك محسوب نمي شوند؟ به طور كلي آيا مسيحيان نجس هستند؟ در شهرى كه اكثريت قاطع آنها مسلمان هستند؛ خريد كردن ما مثلا از مغازه شيريني فروشي مسيحيها چه حكمي دارد؟
جواب: مسيحي كه دشمني و جنگ با اسلام و مسلمين نداشته باشد؛ اكر از خوك و شراب و ساير نجاسات اجتناب مي كند پاك است، و اگر نمي دانيد كه آنها را مصرف مي كند به طهارت محكوم است، و اگر مي دانيد كه مصرف مي كند ولى مطمئن هستيد كه چيزي را كه او تهيه يا درست كرده با دست آلوده به آنها درست نكرده؛ اين هم پاك است، اما اگر محصول او از چيزهايي است كه درست كردنش تماس با بدن در آن قطعي است؛ از آن محصول اجتناب شود. و در هر صورت؛ آثار معنوي عقيده و فكر و حال و روحيات و رفتار سازنده در آن محصول وجود دارد، لذا با وجود دهها تهيه كننده مسلمان چه ضرورتي به استفاده از محصول اوست؟! [شمارة ثبت: (1294) منبع: المسائل الهمدانية]
سؤال: آيا اهل كتاب نجس هستند؟ در صورت نجاست، براى مواردى كه تماس و معاشرت انسان با آنها زياد است و حتى گاهى هم غذا شده و يا از ظروف و وسائل انسان استفاده مى كنند وظيفه چيست؟
جواب: اگر دشمنى با دين حق و أهل حق نداشته باشند، و از نجاسات اجتناب نمايند؛ معامله طهارت با ايشان مى شود. [شمارة ثبت: (1095) منبع: المسائل المغربيّة]
سؤال: آيا دين مجوس همان دين زرتشت ميباشد؟
جواب: بنظر مي رسد كه زرتشتيان امروز بقاياي همان مجوس باشند. [شمارة ثبت: (980) منبع: المسائل الإصفهانية]
سؤال: آيا دين زرتشت از اديان الهي مي باشد؟
جواب: فقط اسلام دين الهي بوده، و محرّف آن در عصور گذشته؛ الهي نمي باشد. [شمارة ثبت: (995) منبع: المسائل الإصفهانية]
سؤال: آيا مجوس از نظر حكم طهارت و نجاست و ذبيحه و معاملات به حكم اهل كتاب مي باشند؟
جواب: حكم أهل كتاب را دارند؛ مگر در صورت دشمنى با دين اسلام و أهل ايمان؛ كه حكم كافر حربى را پيدا خواهند كرد. [شمارة ثبت: (995) منبع: المسائل الإصفهانية]
سؤال: آيا زرتشتيان با وجودي كه اعتقاد دارند دو خدا وجود دارد كه يكي خير و ديگري شر است كافر محسوب نمي شوند؟
جواب: شرك و كفر مراتبي دارد، شرك موجب نجاست: عقيده به خدايي چيزي يا كسي؛ در ضمن عقيده به خداوند است، مجوس و زرتشتيان در طول تاريخ تغييرات گرايشي مختلفي داشته اند و پيروانشان ضمن تشابه در عنوان فرقه؛ اما اعتقاداتشان مختلف و متغير بوده است، آنچه امروزه به اين عنوان معروفند: به خداى بزرك كه برتر از نور و ظلمت است، معتقد بوده، و اينكه خداوند پيامبراني را براى هدايت بشر فرستاده؛ نيز عقيده دارند، و زرتشت را پيامبري مي دانند كه كتاب آسماني داشته، و در احاديث شريفه هم اين مطلب آمده است، كه مجوس پيامبرى داشته اند كه او را كشته و كتابش را نيز سوزانده اند. البته تفصيل بيشتر اينكه چه عقيده اى دارند يا ندارند را با مراجعه به مصادر معتبر فرقه شناسي مي توانيد بدست آوريد. [شمارة ثبت: (1293) منبع: المسائل الهمدانية]
سؤال: در روايت 35ص400 برهان ج1 (چاپ قديم) از امام صادق (صلوات الله عليه) نقل است كه مى فرمايند: لاتسلموا على اليهود ولا على النصارى و لاعلى المجوس ولا على عبدة الاوثان ولا على موائد شرب الخمر ولا على صاحب الشطرنج والنرد ولا على المخنث ولا على الشاعر الذى يقذف المحصنات ولا على المصلّي لان المصلي لايستطيع أن يردّ السلام لأن التسليم من المسلّم تطوع والردّ فريضة ولا على آكل الربا ولا على رجل جالس على غايط ولا على الذى فى الحمام ولا على الفاسق المعلن بفسقه. الف: آيا حكم همه اين موارد از جهت عدم جواز سلام يكسان است؟ ب: آيا با يهود و نصارى و مجوس و عبده اوثان در همه شرايط بايد اينگونه برخورد كرد؟ در صورتى كه در دراز مدت احتمال جذب به اسلام را دارند چطور؟
جواب: حكم هر كدام مختلف است، و اجتناب از ابتداي سلام به كفار به معناي برخورد نا مناسب با آنها نبوده؛ بلكه چون خصوص تحيت: سلام، در ميان ملتهاي غير مسلمان متداول نبوده، لذا توصيه عمل به عرف خود ايشان شده، و تحيت مخصوص: سلام؛ كه هديه الهي براي مسلمين است فقط صرف ايشان بشود. امّا برخوردهايي كه موجب تأليف قلوب قاصرين و مقصرين و گمراهان بوده و زمينه هدايت يا روابط مسالمت آميز با مسلمين را فراهم مي نمايد؛ نه تنها جايز بوده بلكه موارد قطعيه آن لازم و حتى از مصارف زكات اموال مي باشد.[شمارة ثبت: (991) منبع:: المسائل الخراسانية]
سؤال: موضوع پاك نبودن غير اهل ايمان و اسلام و لزوم اجتناب از آنها در فضاى اهل معرفت ديني خيلي واضح بوده؛ بلكه پذيرفته شده و مورد التزام نيز مي باشد، ولى اگر بخواهيم همين موضوع را در مجامعي كه آگاهي و شناخت و پايبندي ديني ندارند؛ با تعبيرات و اصطلاحات رايج محيطهاى ديني بيان كنيم؛ قابل فهم نبوده؛ و چه بسا سوء برداشت نيز شده؛ و موجب بدبيني آنها به اساس فرهنگ ديني هم بشود، در اين موارد افراد متدين يا ملاحظه برداشت طرف مقابل را نكرده و طبعا تبعات منفي آنرا نيز دچار مي شوند؛ و يا بخاطر ملاحظه طرف مقابل از رعايت اين حكم شرعي تغافل كرده و يا اغماض مي نمايند، مي خواستم راهنمايي نماييد كه در اين گونه موارد چطور اين مسئله را تبيين كنيم كه هم آنها بتوانند آنرا درك كنند؛ و هم سوء برداشتي پيش نيايد، و هم اينكه (خواسته يا ناخواسته) چيزي از اهميت و جديت و محدوده اجراى اين حكم شرعي نكاسته باشيم؟
جواب: عرف همه جوامع امروزي جهان (غير مؤمن) بر اجتناب از تماس با رطوبت و مصرف نيم خورده و لباس مستعمل ناشسته يكديگر است؛ هر چند دوست و خانواده خودشان باشند، پس اصل اين شيوه و رفتار؛ امري ناشناخته يا غير معقول يا ناپذيرفته در ميان افراد غير مسلمان نيست، بلكه مورد الزام شان نيز هست، در شرع شريف؛ همين رفتارى كه مورد التزام عمومي آنهاست؛ تنها بطور محدود لازم الاجرا بوده؛ و در بقيه موارد رخصت فرموده است، ولذا پرهيز در استفاده نيم خورده و مانند آنرا نسبت به غير (اهل ايمان و اسلام) مورد تأكيد قرار داده است، بنابر اين وقتي همين روش و رفتار را خود آنها به نحو عام و بدون محدوديت و بطور هميشگي ملتزم هستند؛ ديگر جاى اشكال براى التزام به آن در محدوده خاص باقي نمي ماند، براى درك موضوع بر اساس باور آنها و در محدوده فهم ايشان: شرع شريف پيروان خود را در محدوده ايشان (مطابق عرفشان) به پرهيز دستور داده، ولى براى اهل اسلام و غير دشمني با حق و اهل حق، عدم لزوم رعايت آنرا بيان نموده است، البته اين حكم ذاتي اين موارد است، و در موارد خاص مانند ابتلاى اهل ايمان به نجاست عارضي؛ حكم پرهيز از موضع آلوده شده در اين موارد نيز الزامي است؛ البته طبع رعايت اين حكم مستلزم پيش آمدن سوء تفاهم و يا توهم اهانت نبوده، و مي توان در رفتاري بادرايت؛ ضمن التزام جدّي و مستمر به هدايتها و راهنماييهاى الهي از رخداد تبعات ناخواسته منفي نيز بر حذر بود. [شمارة ثبت: (1257) منبع: المسائل المغربية]
سؤال: در مسايل فقهي ديده ام كه طبيعيان و دهريان از نظر حكم ارتباط (طهارت و نجاست) مانند كافران هستند، آيا امروزه هم اين فرقه ها وجود دارند؟ لطفا در مورد نوع عقيده طبيعيان و دهريان مرا روشن نماييد.
جواب: طبيعي: كسي است كه منشأ حوادث جهان را طبيعت مي داند و قائل به نيروي مافوق طبيعت نمي باشد، لذا خدا را معتقد نبوده و مدار امور نمي داند و به دنبال آن منكر نبوت انبياء (عليهم السلام) و دين الهي است.
دهري: مرجع همه حوادث را دهر مي داند، و كل امتداد زمان را دهر مي كَويد، و جهان را قديم دانسته و مخلوق نمي داند، و عقيده دارد كه مادّه فاني نيست، و هر چه غير مادي و غير محسوس است را وجود ندارد، لذا عقيده به خدا نداشته و منكر آفرينش الهي و تعاليم انبياء (عليهم السلام) است، و صرفا به حيات دنيوى معتقد و عالم آخرت بعد از مرك را قبول ندارد، در آيه 24 سوره جاثيه به آنها اشاره شده است.
طبيعيان و دهريان معاصر: امروزه كساني هستند كه بدون داشتن عناوين طبيعي يا دهري؛ همان عقايد را پيروى مي كنند، ولذا حكم همانها را نيز دارند، همين نكرشى كه رايج است در بعض اصحاب علوم جديده (كه ضمن انكار خداوند و دين الهي؛ مدار همه امور را طبيعت مي دانند) نوعي طبيعي كَري است، و يا كساني كه عقيده به ماده صرف داشته و ماوراى ماده را منكر بوده و به خداوند و دين الهي كافرند؛ نوعي دهري هستند، و كمونيستها و ماركسيستهاى كه در قرن گذشته بودند و عقيده به ازليت و ابديت ماده داشتند از اين قبيل محسوب مي شوند. [شمارة ثبت: (1292) منبع: المسائل الهمدانية]
سؤال: نظر به تزايد واردات از كشور هند و افزايش معاملات و ارتباط با هندوان، حكم ايشان از نظر طهارت و نجاست و ذبيحه و منتوجات حيوانى و انجام معاملات چگونه مي باشد، با توجه به وفور مسلمانان در هند آيا حكم بازار مسلمين را بر كالاهاى هندى مي توان بار نمود؟
جواب: كشور هند به سرزمين فرق و طوايف معروف بوده، و از اين ميان؛ هندو مذهبان اكثريت جمعيت را دارا هستند، كه اينها غالبا در زمره مشركين محسوب مي شوند، و در اين قرن اخير متأسفانه ايادى انگليس و صهيونيستهاى يهودى ؛ عمده ايشان را به دشمن سر سخت و محارب با اسلام و مسلمين تبديل كرده اند، به طورى كه رسما با اعلام صريح و رفتار وحشيانه سعي شديد بر اجبار مسلمانان به بركرداندن از اسلام به هندو را دارند! و حتى مكررا اقدام به كشتار و سوزاندن دسته جمعى مسلمانان با تمامى خانه وسرمايه شان نموده اند، لذا با اين وصف؛ اين هندوان حكم مشرك حربي را دارند، مگر كسانى از ايشان را كه احراز شود حربي نبوده و از شيوه حربيان بيزارند، البته قليلى از هندوان هستند كه از بقاياى پيروان انبياى الهى در گذشته بشمار مي آيند؛ هر چند كه مبتلا به تحريفات شده اند، كه اين دسته در صورت عدم آلودگيشان به دشمنى با اسلام و اهل ايمان؛ چه بسا (از نظر احكام مورد سؤال) بحكم اهل كتاب و ملحق به ايشان باشند. لازم به ذكر است كه: هر چند جمعيت مسلمانان هند را بيش از يكصد و پنجاه مليون تخمين مي زنند؛ ولى نسبت به كل جمعيت هند حدود عُشر آن به حساب مي آيند، و لذا نمي توان بازار هند را سوق مسلمين دانست، مگر اينكه به محصولات و منتوجات مسلمانان هند يا مناطقى كه اينها (در جمعيت و تهيه محصولات) غالبند محدود بدانيم، فلذا تنها با ايشان و آن هندوانى كه حربي نيستند؛ معامله شود و از محصولات غير ايشان تهيه نشود؛ مگر در اضطرار قطعى ، البته تجار مؤمن مي توانند با بررسي طرفهاى تجارى ضمن اجتناب از معامله با شركتهاى حربي؛ اقدام به داد وستد با شركتهاى مسلمان نموده و كالاهاى با منشأ و روش تهيه صحيح را كه توليد خود ايشان است استيراد نموده، و در مقابل كالاهاى مرغوب در هند را از طريق ايشان بدانجا صادر و توزيع نمايند. [شمارة ثبت: (528) منبع: المسائل المغربية]
سؤال: در دانشگاه با توجّه به اينكه با افراد زيادى سر و كار داريم گاهى با افرادى برخورد مى كنيم كه فقط خدا را به عنوان قدرت بالاتر و برتر قبول دارند و خداوند را خالق مى دانند و معتقدند كه ديگر هيچ اختيارى ندارد و بشر صد در صد مختار است و هيچ واسطه بين خلق و خدا را قبول ندارند و به شدّت ردّ مى كنند نه پيامبر را قبول دارند و نه امام، و پدر و مادر ايشان مسلمان هستند با توجّه به شرايط فوق: 1- آيا اين افراد كافرند؟ 2- آيا نجس مى باشند و بايد ملاحظه نحوه برخورد با آنها را نمود؟ 3- گاهى اوقات شروع به بد گويى حتّى ناسزا و بد دهانى نسبت به بزرگان دين اسلام و ائمّه و بقيّه پيامبران مى كنند نحوه برخورد با آنها چگونه باشد آيا با آنها برخورد كنيم يا اينكه از آنها بر حذر باشيم و ارتباط را بدون هيچ شرطى با آنها قطع كنيم؟ 4- اگر آنها به عنوان مهمان بر ما وارد شدند دستور چيست؟ 5- آيا به يكبار گفتن عقايد خود توسّط اين افراد كفايت مى كند و يا چند مرتبه كه اقرار كنند و اصول دين را ردّ كنند (همان عقايد فوق) براى ما مسجل مى شود كه با آنها به نحوى كه شما مى فرماييد برخورد نمائيم؟
جواب: انكار جدّي حقيقت (از توحيد و ساير اصول دين و خاصّه مقام ولايت كبرى و ساير معتقدات اهل حق) براى كسى كه سابقاً مسلمان بوده است به حسب دين پدر و مادر و ملتش، موجب ارتداد است و احكام مرتد را دارد، و دشمنى كردن و از جمله آن جسارت؛ موجب مشمول احكام ناصبى بر او مى شود، ولى تحقيق براى اثبات ايمان يا كفر يا ارتداد يا نصب لازم نيست، و فقط در صورت قطع و يقين به موردي، احكام مربوطه بر آن حمل مى گردد، و قبل از آن به حكم عموم مسلمين است و كلاّ ارتباطى كه ضرورت دين يا خير دين شخص يا طرف مقابل در آن نباشد؛ بلكه زمينه تأثر و انفعال يا تشويق انحراف منحرف نيز بشود جايز نيست، اين اجمال تكليف است و موارد مختلف احكامش ممكن است مختلف باشد. [شمارة ثبت: (854) منبع: المسائل القمّيّة]
سؤال: بهائيهايي كه در شهر و بلاد مسلمين زندگي مى كنند آيا مال و جانشان محفوظ است؟ يا اگر كسي متعرض آنها بشود اشكال ندارد؟
جواب: در صورتي كه در مقام اخلال و مفسده نباشند، و تعرض به آنها مستلزم مفسده باشد مجاز نيست. [شمارة ثبت: (345) منبع: المسائل الخراسانية]
سؤال: ارتباط با افراد مسلمان ولى فاسق؛ كه مشروبات الكلي مصرف مي كنند چگونه بايد باشد؟ و در صورت تماس بدني (دست خيس) با آنها؛ آيا طرف مقابل نجس مي شود؟
جواب: اگر متجاهر به آن عمل خلاف بوده؛ از ارتباط با وى پرهيز كنند، و در صورت اضطرار، اگر بدانند كه مصرف كرده، و دست او هم آلوده شده است؛ پس تا علم به تطهير آن حاصل نشده اجتناب نموده؛ و الاّ پس از تماس؛ موضع ملاقات را تطهير كنند. [شمارة ثبت: (596) منبع: المسائل الإصفهانية]
سؤال: هل يجوز غيبة المسلم المخالف؟
جواب: اظهار نظر درباره ديگران حق عرفى عقلائي است، ولو به مورد كلام راضي نباشند، و شرع مقدس اختصاصاً براي مؤمن حريم ويژه أي قائل شده، و اين حق را مجاز و محدود به غير حريم مؤمن نموده، بلكه حريم مؤمن را فقط استثناء نموده است، كه مومن به احترام ايمانش، جايز نيست غيبتش. [شمارة ثبت: (347) منبع: المسائل الخراسانية]
سؤال: إذا كنت مبتلي بمزاولة شخص ما بالرطوبة ولا أعرف كونه مسلما أو كافرا نجسا هل يجب علي أن أسأله أم ما الحكم؟
جواب: ليس عليك السؤال في الفرض، بل تبني على طهارة ما مسك اذا لم يعلم بنجاسة من مسك منه. [شمارة ثبت: (355) منبع: المسائل الغروية]
سؤال: ما هو تكليف من يتردد للتجارة أو الدارسة إلى الدول غير الاسلامية كأوروبا مثلا علما إلى حياتهم اليومية لاتكاد تخلو من المماسة بالرطوبة المسرية خصوصا لدى الطبيب أو الحلاق أو المكوى وفي حالة هطول المطر وغيرها مما يصعب إحصاؤها؟
جواب: المذكور في الفرض ممن يدّعي متابعة الأنبياء السابقين (عليهم السلام) مالم يعلم بكونه حربيّا و معاديا للإسلام وأهل الإيمان، ومباشرته بالنجاسات؛ فهو محكوم بالطهارة، وتشمل أكثر الموارد ومنها المفروض غالبا. [شمارة ثبت: (390) منبع: المسائل الغروية]
سؤال: حكم خوراكيها و موادى مانند عطر و ادكلن هايى كه از خارج وارد مى شود چيست؟
جواب: موادّى كه از بلاد خارجه مى آورند در صورتى كه فاقد خبائث و ارجاس (من جمله الكل و اجزاء مردار و سگ و خوك و ومانند آن) باشد؛ محكوم به طهارت است و با ترتيبات رايج در اين عصر، اجزاى اشياء نوعاً معلوم و ظاهر است، و با اندك تأملي واضح است و بيش از اين احتياج به تفحص ندارد. [شمارة ثبت: (2) منبع: المسائل القمّيّة]
سؤال: ما حكم الجلود المستوردة من الدول الغير إسلامية كالامريكية والاوروبية وما حكم لبس الساعة التي لها حزام من جلد أو حزام البنطلون أثناء الصلاة وكذلك هل يجوز حمل محفظة النقود (الجزدين) في أثناء الصلاة في الجيب؟
جواب: ما لم يعلم بتذكية حيوانات تلك الجلود تذكية شرعية لا تصح الصلاة والعبادة فيها بأي صورة من الصور المذكورة، كما لا تصلح استعمالها في أماكن العبادة، نعم إن علم بعدم تذكيتها ولكنها كانت مدبوغة فمحكوم بالطهارة، إلا أن تكون مصنوعة من الميتة فحكمها النجاسة وإن كانت مدبوغة. [شمارة ثبت: (371) منبع: المسائل الغروية]
سؤال: با توجّه به وضعيّت كشتار گاو و همچنين واردات پوست از خارج چرمها بخصوص چرمهاى ضخيمى كه در بازار به فروش مى رسد از حيث نجاست و طهارت و خريد و فروش چه حكمى دارد؟
جواب: آنچه از سوق و بازار مسلمين و تجار مسلمان تهيّه مى شود محكوم به طهارت است، مگر اينكه ظاهر باشد، كه از غير تذكيه تحصيل شده است مثل چرم هاى مصنوع بلاد كفر؛ پس در صورتي كه از حيوانات نجس العين نبوده و يا دبّاغى (به مواد نجس) نشده باشد محكوم به طهارتست، ولى استعمال و همراهي آن در عبادت و اماكن عبادت جايز نبوده و ناقض عبادت است، البته مومن مستمر در تعبد وعبادت، ازين قسم كلاّ اجتناب مي نمايد، وخريد و فروش هر دو قسم بلا مانع است، أمّا در صورت علم به تهيه چرم از مردار؛ مطلقا (دباغي شده يا نشده) پاك نبوده و معامله آن هم جايز نيست.[شمارة ثبت: (903) منبع: المسائل القمّيّة]
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
التصنيفات : بيگانگان حق | السمات:بيگانگان حق
دوّن الإدراج
























