بسم الله الرّحمان الرّحيم
وبه نستعين إنّه خير ناصر ومعين الحمد لله ربّ العالمين وصلّى الله على محـــمّد و علي و آلهما الطّيّـبـين الطّاهرين ولعنة الله على أعدائهم أجمعين أبدالآبدين
 

منبع پاسخ برگزيده: كلام وحي و خازنان وحي عليهم السلام

 

 

روزه

كتبهاpaasokh ، في 8 أبريل 2008 الساعة: 02:25 ص

روزه
سؤال:به حدّ تكليف رسيدن پسران و دختران از چند سالگى و با چه مشخصاتى شروع مى شود؟
جواب:سن تكليف براى دختران 9 سالگى است البته در صورت عدم اتّفاق بلوغ قطعى قبل از آن، كه در اين صورت به قدر ميسور مكلّف به احكام هستند، و دخترانى كه توانائى روزه را نداشته باشند تا زمان عادت زنانه مكلّف به قضاء و يا كفّاره تأخير نمى باشند، و بلوغ به علائمى چون روئيدن موى خشن در زهار هم احراز مى گردد، و احراز بلوغ بدون اوصاف عرفي يا شرعي ولى به نظر متخصصين و اطباء و آزمايشات قطعي جديد نيز صحيح است، و در صورت عدم بروز علائم بلوغ براى پسران و از آن جمله احتلام، با رسيدن به پانزده سالگى بالغ مى شوند. [شمارة ثبت: (182) منبع: المسائل القمّيّة]
 
سؤال: دختري كه تازه به حدّ تكليف رسيده ودر ماه رمضان مدرسه مى رود و روزه گرفتن با درس خواندن او منافات دارد چون خواندن و نوشتن در كار است و استراحت لازم را نمى تواند بكند آيا چنين مدرسه رفتنى كه بايد روزه را بخورد جايز است يا خير؟
جواب: در صورت عدم امكان جمع آن، روزه مقدم است. [شمارة ثبت: (290) منبع: المسائل الخراسانية]
 
سؤال: دخترى كه به سن تكليف رسيده و نتواند همه روزه هايش را بگيرد و تا ماه رمضان سال بعد هم نتواند قضاى آن را بجا آورد به علّت ضعيف بودن حكمش چيست؟
جواب: در صورتى كه اقدام به روزه گرفتن نموده ولى به علّت ضعف جسمى نتوانسته به پايان رساند، تكليفى در گرفتن روزه ندارد و كفّاره و قضا هم ندارد، مگر اينكه عادت ماهيانه شود كه در اين صورت اگر به علّت ضعف جسمى نتوانست، قضاى آن لازم و كفاره تأخير هم واجب است. [شمارة ثبت: (201) منبع: المسائل القمّيّة]
 
سؤال: خانمهايي كه در دوران شيردهي هستند وظيفه شان براي ايام ماه مبارك رمضان چه ميباشد؟
جواب:صرف كم شدن شير مجوز براى ترك روزه نيست چه اينكه مي تواند از مكملهاى غذايي و لبنيات حيواني و آب ميوه وسبزيجات كمبود غذايي شيرخوار را تأمين كند، تنها در صورتي كه روزه گرفتن فوق طاقت شخص بوده يا موجب ضرر جسمي است؛ در ترك آن معذور است. [شمارة ثبت: (762) منبع: المسائل الإصفهانية]
 
سؤال:اگر كسي در حال روزه ماه مبارك رمضان از روي غفلت و فراموش كردن (روزه بودن خود غذا بخورد) آيا روزه اش چه حكمي دارد؟ اگر به همين نحو در قضاي روزه ماه رمضان اتفاق بيافتد چطور؟ در حال روزه مستحبي چگونه است؟
جواب:در همه فروض فوق؛ خوردن يا آشاميدن سهوي و از روي غفلت؛ موجب بطلان روزه نيست، ولى هنگامي كه توجه پيدا كرد كه روزه است؛ بايد از خوردن دست كشيده؛ و آنچه در دهان دارد را فرو نداده؛ و دهانش را مي شويد، و روزه اش صحيح است.[شمارة ثبت: (1235) منبع: المسائل الهنديّة]
 
سؤال:آيا اگر كسي قوز قرنيه چشم داشته باشد و چشمش ضعيف باشد؛ روزه گرفتن برايش چه حكمي دارد؟
جواب: اگر گرفتن روزه موجب تشديد عارضه مذكور يا ضرري ديگري بشود؛ و نتواند با تقويت لازم در اوقات افطار آنرا تدارك نموده يا مانع شود، از گرفتن روزه معذور است، و تشخيص خود شخص و علم او در اين موضوع كافي است؛ چه از طريق احساس و تجربه شخصي بوده يا از راه اظهار نظر متخصص متعهد باشد. [شمارة ثبت: (1217) منبع: المسائل الهندية]
 
سؤال: وقتى را كه انسان براي روزه گرفتن، (در سَحَر) بايد از خوردن و آشاميدن خودداري نمايد از چه موقعي شروع مى شود؟
جواب: با طلوع فجر صادق امساك لازم است و از فجر كاذب امساك پسنديده است. و وقت فجر كاذب حدود دوازده دقيقه قبل از فجر صادق مى باشد. [شمارة ثبت: (169) منبع: المسائل القمّيّة]
 
سؤال:در وقتي كه شبهاى مهتاب (13 تا 15) نماز صبح (حدود 12 دقيقه) ديرتر از شبهاى قبل خوانده مي شود؛ آيا در اين وقت مي توانيم به خوردن سحري ادامه بدهيم يا نه؟ آيا اگر كسي در اين وقت دارويي را خورده باشد و بعد روزه قضاى ماه رمضان گرفته باشد، آيا اين روزه اش صحيح است؟
جواب:تأخير در اين شبها براى تبيّن فجر است؛ و همچنانكه انجام نماز صبح تا وقت تبين تأخير مي شود؛ به همين قدر نيز فرصت ادامه سحري دارد، ولى در آداب روزه وارد است كه: از فجر كاذب (كه به اندازه همين مقدار قبل از فجر صادق است) امساك مستحب بوده؛ و در اين سه شب توصيه به امساك در همين فرصت (تبين فجر) عملي مي گردد؛ لذا بهتر است در اين وقت امساك را تطبيق و عملي نمايد. ولى به هر صورت اگر در اين فرصت چيزي خورده باشد؛ اشكالى به روزه اش وارد نمي كند، و روزه اش صحيح است.[شمارة ثبت: (1236) منبع: المسائل الهنديّة]
 
سؤال: آيا غيبت ضرري به صحت روزه مي رساند؟
جواب: نظر به عدم آشنايى عموم به اين حكم شريف تذكر مى شود كه: در حديث شريف وارد شده است: من اغتاب أخاه المسلم بطل صومه، و نيز: الغيبة تفطر الصائم، لذا غيبت صرف نظر از حرام بودن آن؛ موجب ابطال روزه نيز مى گردد، پس شخص روزه دار به اين حكم معصوم (عليه السلام) و تبعات آن نيز توجّه داشته باشد، اعاذنا الله وجميع المؤمنين من غير طاعته ووفّقنا الله لعبوديّته وعبادته. [شمارة ثبت: (219) منبع: المسائل القمّيّة]
 
سؤال: تكليف كسي كه روزه اش با غيبت باطل مي شود چيست؟
جواب: نظر به اينكه معصوم (عليه السلام) فرموده است كه افطار به حرام مستلزم كفّاره جمع مى باشد لذا ارتكاب عمدى غيبت در روزه ماه مبارك رمضان موجب بطلان روزه شده، وضمن اينكه بقيه روز را بايد امساك نمايد، قضاي آن روزه و كفاره جمع هم بر او لازم مى شود. [شمارة ثبت: (220) منبع: المسائل القمّيّة]
 
سؤال: آيا فرو بردن سر در آب باعث ابطال روزه مي شود؟ تا چه مقدار؟
جواب:اگر سر را در آب فرو برد به مقدارى كه شامل يكى از منافذ آن باشد موجب ابطال روزه است، ولى اگر فقط صورت خود را در آب فرو برد (ولو مشتمل بر منافذ باشد) بدون بقيه سر؛ اشكالى ندارد. [شمارة ثبت: (635) منبع: المسائل الإصفهانية]
 
سؤال: اگر كسي در موقعيتي است كه وظيفه اش نجات غريق مي باشد و با ديدن غريق (با توجه يا بدون توجه به اين كه روزه مي باشد) سرش زير آب برود روزه او چه حكمي پيدا مي كند؟
جواب:ضمن امساك بقيه روز تا وقت افطار، روزه اين روز را نيز قضا نمايد. [شمارة ثبت: (636) منبع: المسائل الإصفهانية]
 
سؤال: زير دوش رفتن آيا موجب ابطال روزه مى شود؟ بخار حمام چطور؟
جواب: فرض اوّل مانعى ندارد، و فرض دوّم در صورتى كه به نحو بخور دادن نباشد بلا اشكال است. [شمارة ثبت: (59) منبع: المسائل القمّيّة]
 
سؤال: آيا بخور دادن، روزه را باطل مى كند؟
جواب: اگر بخار به حلق برسد روزه اشكال پيدا مي كند. [شمارة ثبت: (519) منبع: المسائل المغربيّة]
 
سؤال: بودن يا رفت و آمد در فضاها و محيط هايى كه دود و گرد و غبار جزء لاينفك آن مى باشد مانند تعميرگاههاى بزرگ ارتش در صورت اجبار شغلى، آيا موجب ابطال روزه مى شود؟
جواب: در مقدار متعارف يا رسيدن قهرى بدون قصد مانعى ندارد، و در مقدار غير متعارف پس از اجتناب و احتفاظ با مثل حفاظهاى متداول و مستعمل (جهت سلامتى اشخاص) بلا اشكال است، بله در كارگاههاى ويژه صنعتى كه حجم كثير و غليظ از غبار يا دود وارد حلق مى شود، و نوعا افراد شاغل در آن مجهز (به وسائل حفاظتى مانع از آن) هستند؛ در صورتى كه شخص بدون احتفاظ و استفاده از آن وسايل با ماندن در آن محيط موجب ورود قهرى آن بشود روزه اش باطل مى گردد. ولى اتفاق وضعيت اين چنين بنحو غير مترقبه اشكالى ندارد. [شمارة ثبت: (36) منبع: المسائل القمّيّة]
 
سؤال: قى كردن بدون اراده و عمد براى روزه دارد چه حكمى دارد؟
جواب: دست دادن حالت تهوّع بدون قى كردن موجب بطلان روزه نيست، اما قى كردن و تحقق استفراغ عمدي موجب قضاى آن روز مى شود؛ ولى با وقوع آن از حالت روزه دار خارج نشده، و بقيه روز را امساك داشته، هر چند قضاى آن روز بر او واجب شده است. [شمارة ثبت: (829) منبع: المسائل القمّيّة]
 
سؤال: قي نمودن به جهت بيماري يا حالت تهويي كه انسان روزه دار برايش پيش مي آيد و باعث خارج شدن غذا از دهان مي شود چه حكمي دارد؟
جواب:قي نمودن اگر غير عمدى باشد خللى به روزه ندارد، ولى آنچه از گلو بالا آمده را فرو نبرد. [شمارة ثبت: (638) منبع: المسائل الإصفهانية]
 
سؤال: آيا سرمه كشيدن روزه را باطل مى كند؟
جواب: استعمال سرمه در صورتى كه معطر نبوده، و پس از استعمال طعم آن در دهان احساس نشود؛ براى روزه دار اشكالى ندارد. [شمارة ثبت: (835) منبع: المسائل القمّيّة]
 
سؤال: روزه دارى كه بعد از اذان صبح خوابيد و محتلم گرديد حكم روزه آن روزش چيست؟
جواب: صحيح است. [شمارة ثبت: (863) منبع: المسائل القمّيّة]
 
سؤال: اگر در ماه مبارك رمضان در اثر شوخى و ملاعبه، انسان جنب شود حكم روزه او چيست؟
جواب: روزه او باطل بوده، ضمن اينكه بقيه آن روز را هم امساك مى نمايد، و قضاى آن همراه با كفاره افطار عمدى بر او واجب است، اين در صورتى است كه وسيله موجب جنابت حلال خود شخص باشد، و الاّ جنب به مورد حرام بايد كفاره جمع به جاي آورد. [شمارة ثبت: (63) منبع: المسائل القمّيّة]
 
سؤال: آيا زن در ماه رمضان مى تواند از قرصهاي ضد رگل استفاده كند تا بتواند روزه يك ماه را كامل بگيرد؟
جواب: در صورت نداشتن ضرر قطعي، استفاده از آن در ساعات افطار (غروب تا فجر) مانعي ندارد، هر چند كه اين نوع ادويه خيلي وقتها نتيجه عكس داده؛ و نه تنها مانع عادت نشده بلكه سبب وقوع در مشكل حتى پس از ايام عادت نيز مي گردد.[شمارة ثبت: (238) منبع: المسائل الحائريّة]
 
سؤال: هل يجوز تقديم الطعام للمفطرين في شهر رمضان في المطاعم مع عدم استلزام ذلك الهتك في حال وجود عذر للافطار وعدمه؟
جواب: لابأس بذلك للمعذورين مع عدم الإجهار بالإفطار على الصائمين. [شمارة ثبت: (365) منبع: المسائل الغروية]
 
سؤال: در چه روزهايى روزه گرفتن مطلقاً جايز نمى باشد؟
جواب: جايز نيست روزه گرفتن در: عيد فطر و عيد قربان و ايام تشريق (سيزدهم و چهاردهم و پانزدهم ذى حجه) براى حاضرين منى و حج، و به قصد رمضان در آخرين روزى كه از شعبان بوده و رمضان بودن آن ثابت نشده است، و همچنين از گرفتن روزه در روز عرفه و عاشورا و تاسوعا اجتناب شود. [شمارة ثبت: (840) منبع: المسائل القمّيّة]
 
سؤال: هل يجوز إطعام الكافر في نهار شهر رمضان؟ كما لو سقاه الماء وهل يجوز بيعه الطعام؟
جواب: إذا كان هتكا لحرمة الشهر المبارك لم يجز، وأما مع مراعاة حرمة الشهر المبارك والصائمين كما إذا يقوم بذلك على غير مرأى الصائمين. [شمارة ثبت: (401) منبع: المسائل الغروية]
 
سؤال: تناول المفطر نسيانا في غير شهر رمضان هل يوجب الافطار؟ أم الحكم من عدم الافطار هو الحكم في شهر رمضان وغيره؟
جواب: تناول المفطر نسيانا لايبطل الصوم مطلقا رمضانا كان أو غيره. [شمارة ثبت: (366) منبع: المسائل الغروية]
 
سؤال: اگر انسان نذر كند هر سال يك روز معين (مثلاً تولّد امام رضا (عليه السلام) ) را روزه بگيرد اگر در يك سال فراموش كرد حكمش چيست؟
جواب: نذر دو قسم است يكى آنكه: به صيغه نذر شرعى يا مفاد آن و لو به زبان غير عربى انجام شود، كه اين قسم نذر ترك عمدى آن جايز نبوده و مستلزم كفّاره است، و قسم ديگر آنكه به غير نحو مذكور باشد مانند اينكه فقط قصد داشته يا در ذهن داشته، كه در اين قسم هر چند رعايت آن شايسته و چه بسا لازم است ولى ترك آن مستلزم كفّاره نمى باشد، و على اى قسمٍ كان، در صورت فوت يوم النّذر اشكالى ندارد: پس اگر نذر بر يك روز روزه گرفتن بوده با تعيين خصوصيت روزى خاص پس در صورتى كه از قسم اول باشد فقط بايد قضا نمايد، ولى اگر اصل نذر بر خصوص روزه روز معينى از سال بوده باشد؛ با فوت سهوى آن قضاء لازم نيست، اين در قسم اوّل. و اما در قسم دوّم مطلقاً تكليفى ندارد. [شمارة ثبت: (202) منبع: المسائل القمّيّة]
 
سؤال: اگر انسان نذر كند به مناسبت تولّد حضرت صاحب الامر (عليه السلام) روز نيمه شعبان را روزه بگيرد بعد از آن بفهمد كه تولّد حضرتش (عليه السلام) روز هشتم ماه شعبان بوده است تكليف چيست؟
جواب: اگر در نذر وى نيمه شعبان اصل بوده و مناسبتش ولادت بوده است روز نيمه شعبان روزه بگيرد، ولى اگر مدار نذر او؛ ولادت حضرت (عجّل الله تعالى فرجه الشريف) بود، و روز ديگرى بر او مسلم شود پس همين را روزه بگيرد؛ و در فرض مذكور قضا ندارد. [شمارة ثبت: (203) منبع: المسائل القمّيّة]
 
سؤال: آيا در نسيان صوم منذور در يوم معيّن قضاء لازم است؟
جواب: در صورتي كه نذر به صيغه نذر شرعى يا مفاد آن و لو به زبان غير عربى انجام شود، و نذر او بر يك روز صوم ولي در روز معين پس بايد قضا نمايد، ولى اگر اصل نذر بر خصوص صوم روز معينى از سال بوده باشد؛ با نسيان آن قضاء لازم نيست. [شمارة ثبت: (291) منبع: المسائل الخراسانية]
 
سؤال: زني كه كفاره روزه واجب به عهده اوست و شوهرش راضي به پرداخت آن نيست آيا بر عهده اوست كه بپردازد و يا مسوليتي بر عهده زن نمي باشد؟
جواب:اگر شوهر او را مجبور به افطار كرده و زن اكراه داشته؛ كفاره به عهده شوهر بوده، و زن تكليفي از اين جهت ندارد، و الاّ شوهر تكليفي در أداي كفاره همسر ندارد. [شمارة ثبت: (998) منبع: المسائل الإصفهانية]
 
سؤال: پولي كه براي كفاره روزه معين شده را بايد به چه مصرفي رساند؟
جواب:در اطعام مساكين صرف شود. [شمارة ثبت: (764) منبع: المسائل الإصفهانية]
 
سؤال: شخصي كه خودش روزه قضاي واجب بدهكار است مي تواند روزه استيجاري بگيرد؟
جواب: در صورتي كه مانع از قضا نباشد اشكالى ندارد. [شمارة ثبت: (1048) منبع: المسائل الإصفهانيّة]
 
سؤال: كسي كه قبل از اذان صبح از خوردن و آشاميدن خودداري نموده تا چه وقت مي تواند: (الف) نيت روزه مستحبى نمايد؟ (ب) نيت قضاي واجب نمايد؟ (ج) نيت روزه استيجاري نمايد؟ (د) نيت روزه واجب نمايد؟
جواب: در همه موارد مزبور؛ در صورت استمرار امساك و عدم نيت افطار پس از زوال، هر وقت از روز مي تواند نيت روزه نمايد. [شمارة ثبت: (1049) منبع: المسائل الإصفهانيّة]
 
سؤال: شخصى كه احتمال مى دهد روزه قضا به عهده او باشد وظيفه اش چيست؟ با توجّه به اين احتمال، مى تواند طورى روزه بگيرد كه ضمن اداى دين احتمالى از ثواب روزه مستحبّى نيز برخوردار شود؟
جواب: در صورتى كه علم دارد به فوت روزه واجب بر او واجب است كه قضا نمايد، البته مي تواند در صورت عدم قطع به فوت روزه؛ بطور احتياطي قضا نمايد، ولى در هرحال نيت روزه بايد اختصاص به قضاى روزه داشته باشد، و در آن جهت ديگرى را مخلوط ننمايد، البته نفس انجام روزه واجب (ادا يا قضا) در زمان يا مكانى كه روزه در آن مستحب است؛ موجب نيل به فضيلت روزه آن زمان يا مكان نيز مي گردد، (بفضل الله و كرمه). [شمارة ثبت: (1081) منبع: المسائل المغربيّة]
 
سؤال: آيا همانطور كه غسل واحد به نيت اغسال متعدده انجام مى شود در روزه نيز صحيح است؟ (مثلاً: روزي كه صوم آن مستحب است را؛ هم به نيت استحباب و هم به نيت قضاء روزه بگيرد).
جواب: قياس حكم روزه بر غسل باطل بوده و وجهي ندارد، و در صورت بدهي روزه واجب بايد نيت قضاي واجب نمايد؛ ولى كسي كه قضاي روزه واجب را در زمان و مكاني كه روزه در آن مستحب است بجاي آورد؛ از فضيلت روزه مستحبى در آن زمان و مكان نيز بهره مند مى گردد انشاء الله تعالى. و كذلك كسي كه روزه بگيرد در وضعيتى كه جهات استحباب متعددي در آن وارد است؛ به فضيلت همه آن جهات نائل مى گردد انشاء الله تعالى، و در صورت اجتماع موجبات متعدد استحبابي روزه در يك روز، با قصد روزه مطلق يا به نيت موجب استحبابي خاص، از فضيلت روزه با موجبات ديگر محروم نشده و به ثواب آنها نيز نايل مي شود انشاء الله تعالى . [شمارة ثبت: (61) منبع: المسائل القمّيّة]
 
سؤال: آيا انجام روزه مستحبى مانند روزه اعتكاف را مى توان نذر نمود؟
جواب: در صورت امكان (عمل به نذر) براى او؛ مانعى ندارد. [شمارة ثبت: (1082) منبع: المسائل المغربيّة]
 
سؤال: آيا روزه مستحبى را مى توان قبل از ظهر و يا قبل از مغرب افطار نمود؟
جواب: هر چند تا قبل از غروب مي تواند افطار كند؛ ولى در صورت عدم وجود عذر (مانند ضعف) يا راجحى (مانند اجابت پذيرايي مؤمن) بهتر است از افطار پس از ظهر بپرهيزد. [شمارة ثبت: (1083) منبع: المسائل المغربيّة]
 
سؤال: آيا در سفرهايي كه نماز قصر مي شود مي توان روزه مستحبي گرفت؟
جواب:اشكالي ندارد. [شمارة ثبت: (572) منبع: المسائل الإصفهانية]
 
سؤال: عمريان در كتابهاى خودشان حديثى را آورده و به ابن عباس نسبت داده اند كه او گفته است: رسول خدا (صلى الله عليه وآله) وقتى (در هجرت) به مدينه رسيدند؛ روز عاشوراء بود و ديدند كه يهوديان روزه اند؛ حضرت پرسيدند اين (روزه گرفتن) براى چيست؟ گفتند: اين روزي است كه در آن خداوند فرعون را غرق فرمود و موسى (عليه السلام) را نجات داد، پيامبر (صلى الله عليه وآله) فرمودند: من به موسى (عليه السلام) سزاوارترم؛ سپس رسول الله (صلى الله عليه وآله) به روزه گرفتن اين روز دستور فرمود. اين حديث را مهمترين كتابهاى آنها (صحيح بخاري و صحيح مسلم) هم نقل كرده اند و آنرا صحيح دانسته اند، در مقابل آنهايي كه عقيده شان بر خلاف اينها بوده؛ به تكذيب متن و سند آن پرداخته اند؛ مي خواستم بدانم كه آيا روزه گرفتن روز عاشورا حكمش چگونه است؟ و آيا روز ورود پيامبر (صلى الله عليه وآله) به مدينه عيد است؛ و آيا روزه اش چه حكمي دارد.
جواب: با ملاحظه و تأمل در نكته هاي زير؛ ان شاء الله پاسخ لازم را خواهيد يافت:
 
1- هر چند كتابهاى عمريان و احاديث آنها مملوّ از كلمات مجعول و محرف مي باشد؛ ولى گاهي احاديث صحيحي هم در آنها آمده است.
 
2- در اينجا در مقام تصحيح و يا قبول احاديث مورد ادعاى عمريان نيستيم، ولى بسيار مي شود كه با بذل تأمل لازم؛ مطلب چنان واضح مي شود كه نوبت به ردّ فكر محرف از طريق بيان اشكال در سند نمي رسد.
 
3- در فهم و تبيين احاديث اگر صرفا به بررسي قطعه اى اكتفا نشود؛ بلكه فضاى آن كلام ابتدا مورد تفقه قرار گيرد؛ هم به مقصود آن بهتر نزديك شده و هم نوبت به ترديد يا انكار اصل آن كلام نرسيده و اصلا نيازى به آن نيست.
 
4- شكي نيست كه آنچه ميان عمريان (در باب عيد بودن روز عاشوراى ماه محرم و اهميت روزه آن) شايع است و به عنوان و نسبت دروغ به سنت پيامبر (صلى الله عليه وآله) بر آن ملتزمند؛ باطل محض بوده و صرفا تحريفي است كه ناشي از سيطره حكومت و فرهنگ ناصبيان و دشمنان پيامبر (صلى الله عليه وآله) و اهل بيت (عليهم السلام) بر افكار عامه مسلمانان مي باشد.
 
5- حديثى كه ذكر كرديد و از نظر مدرك و سند براى عمريان بسيار معتبر و مورد احترام است؛ حتى اگر مطابق عقيده آنها؛ ما هم فرض را بر صحت سند و نسبت آن بگذاريم و هيچ بررسي در راستگويي راويان و ناقلان آن نكنيم؛ و خلاصه راجع به شواهد مجعول يا محرف بودن آن هيچ صحبتي نكنيم؛ با همه اينها؛ اگر كمي تأمل در فضاى آن بشود؛ و تنها نتيجه محاسبات تاريخي مذكور در آن را بدقت ملاحظه كنيم؛ بخوبي و وضوح مي بينيم كه عيد بودن عاشوراي محرم و فضيلت روزه آن اصلا مفاد و ماحصل اين كلام نبوده؛ و اين نيست الا دروغي آشكار و جعل و خلطي پديدار. بلكه خود اين حديث بهترين دليل بر بطلان عقيده و عادت عمريان در باب عاشوراى محرم است؛ و بارزترين گواه بر نحوه تحريف رؤساى ايشان در عقايد و عادات مسلمين است، و شاهد و نمونه خوبي براى لزوم تفقه در شأن صدور احاديث و درك فضاى آنها مي باشد.
 
6- اقتضاى فقاهت اين است كه با ديدن عنوان و اصطلاحي (مانند عاشورا) آنرا فورا بر ذهنيت رايج خودمان حمل و تفسير ننماييم، و بايد بدانيم كه در اصطلاح احاديث سه نوع عاشورا بكار برده شده است؛ يكي عاشوراي يهود كه مورد اشاره در همين داستان است؛ يكي عاشوراى تاريخ نسيء كه دهم محرم غير واقعي و تغيير يافته بر حسب فصول سال مي باشد كه با مرور سالها موضع ماه نسيء از موضع حقيقيش تغيير مي كرد، و اين نوع تاريخ ميان مشركين متداول بوده و توسط اسلام منسوخ گرديده ولى تا سالهاي بسيار پس از نسخ آن؛ باز در ميان اعراب مطرح بوده است، و نوع سوم عاشوراى محرم واقعي است، و با كمي تأمل؛ به خوبي واضح است كه اصلا عاشوراى مورد اشاره در آن داستان؛ و منظور از تعبير عاشورا در حديث مذكور؛ عاشوراى محرم نبوده، بلكه همان عاشوراى يهود مي باشد.
 
7- مناسب است بدانيد كه در تقويم يهوديان از گذشته تا به امروز ماههايشان قمري و سالشان شمسي است، ماه اول سال آنها ماه تيشرى مي باشد و اولين روز سال آنها اول تيشري است كه تقريبا مصادف با اواسط برج سنبله و شهريور و اوايل سپتامبر مسيحي است، و روز دهم از اولين ماه سال يهودي عاشوراى ايشان است، كه آنرا يوم كيپور مي نامند و روزه واجب و بزرگ و مهم يهوديان در اين روز است، و اين تنها روزه اى است كه بنا به ادعاي يهود در زمان خود حضرت موسى (عليه السلام) ؛ بر ايشان تشريع شده است؛ و حتى براى يهودي تارك آن؛ حكم قتل داده اند، و روزه هاى ديگرشان پس از حضرت موسى (عليه السلام) متداول شده و نزد ايشان مستحب است، و آنچه در كتابهاى عمريان (بخاري و مسلم) از سيره يهوديان مبني بر عيد گرفتن يهود در عاشورا نقل شده؛ منظور همين عاشوراى يهود است.
 
8- در باره تاريخ ورود حضرت پيامبر (صلى الله عليه وآله) به مدينه در هجرت مباركشان؛ هر چند در تاريخ دقيقش اختلاف است؛ ولى همه مسلمانان اتفاق نظر دارند كه در حدود ماه ربيع الأول بوده است، و اين حديث مورد بحث نيز صراحت دارد كه: پيامبر (صلى الله عليه وآله) در هجرت كه در ماه ربيع اول بود؛ وقتي وارد مدينه شدند؛ كه يهوديان عاشورايشان بود و روزه گرفته بودند، پس اگر مراد از عاشوراى مذكور در اين حديث عاشوراى محرم بود؛ يعني اينكه دهم محرم در ماه ربيع الأوّل واقع شده است!!! و پر واضح است كه حرف پوچ و نامعقولى است، و يا اينكه بايد قائل شوند كه هجرت پيامبر (صلى الله عليه وآله) در ماه محرم واقع گرديده؛ و اين نيز نزد جميع مسلمانان مردود است، و با توجه به اين نكته مي بينيم كه منظور از لفظ عاشورا در اين حديث همان عاشوراي يهود است.
 
9- بنابر اين مورد استحباب روزه (به فرض صحت اصل حديث) روز عاشوراى يهوديان بوده كه اگر محاسبه دقيق بنماييم عاشوراي يهود (دهم تيشري) در تاريخ هجرت؛ مصادف با 9 ربيع الأول سال اول هجري مي باشد، بنابر اين در صورت قبول اين حديث مي فهيم كه پيامبر (صلى الله عليه وآله) روز ورودشان (9 ربيع الأول) را كه مصادف با دهم تيشري (عاشوراي يهود) بود عيد قرار دادند و اين روز را روزه گرفتند.
 
10- لذا مورد روزه اين روز (عاشوراي عمريان) يا بايد بر اساس تقويم يهود و در عاشوراى يهودي باشد؛ كه مصادف با برج سنبله و شهريور خورشيدي و سپتامبر مسيحي است؛ و يا بر اساس تقويم هجري قمري باشد كه در ربيع الأول واقع مي باشد؛ كه طبيعتا همين اخير بايد باشد؛ چون دستورات اسلامي بر اساس تقويم هجري قمري است نه تقويم يهودي، و اين به هر حال دو ماه پس از عاشوراي محرم است.
 
11- و فضيلت روزه اين روز؛ بخاطر 9 ربيع الأول بودنش مي باشد؛ و اين چند جهت دارد:
اوّل: بخاطر ويژگي اين تاريخ (9 ربيع الأول) در مكتب وحي كه به عيد بزرگ محمد و آل محمد موسوم شده؛ و در محل خودش شرح فضايلش آمده است.
دوم: بخاطر اينكه روز ورود و تشريف فرمايي حضرت (صلى الله عليه وآله) و حضرت مولا (عليه السلام) به مدينه منوره بوده است.
سوم: بجهت شروع تاريخ دولت و جامعه اسلامي و توحيدي بدست پيامبر (صلى الله عليه وآله) در اين روز مي باشد.
 
12- امويان و ناصبيان كه دشمنان پيامبر (صلى الله عليه وآله) و اهل بيت (عليهم السلام) بوده اند؛ پس از ببار آوردن فجايع كربلا؛ عاشوراي محرم را عيد هميشگي خود قرار داده و جشن گرفتند، و دستور به برگزاري هر ساله جشن و عيد و نيز روزه گرفتن دادند؛ بجهت شكرانه (نعوذ بالله) قتل حضرت امام حسين و خاندان و ياران (عليهم السلام)؛ و براى ترويج اين تحريف و بدعت؛ جاعلان حديث و ژاژگويان را بكار گرفتند، و تا به امروز اين برنامه را برپا مي دارند و اين روز را روز عيد و شادي و تبرك و تبريك و روزه مي شمارند؛ و عبارات و تعابير مربوط به عاشوراى يهود را در عاشوراي مسلمين بكار بردند. لعنهم الله تعالى .
 
13- نكنه قابل توجهه اينكه: (در صورت اطلاع از عقايد و شريعت يهود) مي بينيم كه دهم تيشري كه عاشوراي يهود است و روزه بزرگ ايشان مي باشد؛ اين روزه بجهت كفاره گوساله پرستي شان بر ايشان فرض شده است؛ كه سالها پس از نجات از مصر بوده؛ و اما روز نجات از مصر كه نزد ايشان عيد بزرگ پسح (فصح) ناميده مي شود؛ و تاريخش اولين شب بدر بعد از اول بهار و نوروز است كه در ماه نيسان ايشان واقع است، و اين روز با روز عاشوراي يهود (دهم تيشري) حدود شش ماه فاصله دارد؛ لذا علت روزه بودن يهود در آن روز ورود پيامبر (صلى الله عليه وآله) به مدينه (9 ربيع اول = 10 تيشري) در حقيقت روزه كفاره گوساله پرستي شان بوده نه پيروزي بر فرعون و نجات از او.
 
14- بنابر اين روايت؛ آنچه يهود برخلاف واقع در جواب پيامبر (صلى الله عليه وآله) به عنوان دليل روزه شان گفته اند (نجات از مصر)؛ از دو حال خارج نيست:
احتمال اوّل: اينكه در واقع دروغي بوده است براى آبروداري خودشان؛ كه خواسته اند بدين نحو نشانه گوساله پرستيشان را بپوشانند؛ و الا روز نجات از مصر كه شش ماه حدودا با اين تاريخ فاصله دارد؛ و ربطي به تاريخ هجرت و ورود پيامبر (صلى الله عليه وآله) به مدينه ندارد. ولى اين احتمال هر چند با روحيات يهود منافاتي ندارد ولى از عملي بودن و نتيجه بخشي آن بعيد است، چون هر دو روز (عاشوراي يهود و عيد پسح) آنچنان بزرگ و معروف بوده كه اطلاع از آن منحصر به يهود نبود و اطلاع مجاورانشان (عرب مدينه) از آن طبيعي بوده است، فلذا مشكل مي شده است كه آنرا بطور علني و آشكار در حضور پيامبر (صلى الله عليه وآله) مخلوط يا جعل كنند.
احتمال دوّم: اينكه اين خود ناصبيان بوده اند كه جعل و خلط كرده اند؛ و در حقيقت هنگام جعل و وضع يا به علت جهالتشان؛ بطور ناشيانه مرتكب مخلوط كردن مطالبي شده اند؛ و يا بخاطر جهالت اتباعشان كه ديده اند متوجه اين تحريف نمي شوند عمدا اين خلط و جعل را كرده اند؛ و اين قول غلط در علت روزه بودن يهود را بطور حساب شده به يهود نسبت داده اند، چون از طرفي نمي توانسته اند ورود پيامبر (صلى الله عليه وآله) به مدينه و 9 ربيع اول بودنش را انكار كنند، و از طرفي عيد بودن 9 ربيع الأول را مي خواسته اند بپوشانند؛ و همچنين مانع رواج عيد شدن روز ورود پيامبر (صلى الله عليه وآله) به مدينه و تأسيس عيدي ميان مسلمانان بشوند؛ و هم اينكه مي خواسته اند روز جنايت بزرگشان در تاريخ (عاشوراى محرم) را به عنوان عيد معرفي كنند، لذا آمده اند داستان هجرت پيامبر (صلى الله عليه وآله) و ورودشان با حضرت مولا (عليه السلام) به مدينه را كه در 9 ربيع اول بوده است را؛ با ذكر مصادف تاريخي آن نزد يهود يعني 10 تيشري؛ و تحريف دليل روزه و عيد بودنش را به روز نجات از مصر روز فصح كه نزد يهود عيد نجات از مصر بوده (و چون به عقيده نصارى و يهود مصلوب شدن مسيح هم در اين تاريخ بوده؛ لذا پس از آن اين روز را يهود عيد ديگري هم تلقي كردند چون روز قتل ناسخ دين يهود بود؛ و نصارى عيد دانستند كه روز قرباني شدن مسيح بخاطر نجات بشريت مي باشد)؛ لذا ناصبيان با مخلوط كردن اين تواريخ و مناسبتها مي توانستند كه از پس زمينه هاى فكري اين ايام نيز استفاده كنند؛ و بيشتر و عميقتر بتوانند عيد بودن عاشوراى محرم را در ميان مسلمانان جابياندازند؛ و همچنانكه روز پسح (فصح) هم عيد براى پيروان قاتل است هم عيد براى پيروان مقتول؛ با خلط عاشوراي يهود به عاشوراي محرم بود؛ خواسته اند روز جنايت بزرگ تاريخ بشريت (عاشوراى محرم) را در اذهان عامه مسلمين به صورت عيد و روز مبارك و روز روزه گرفتن جا بياندازند؛ خصوصا كه براى مسلمانان نوعا ايام روزه مستحب با اعياد تناسب دارد. لعنهم الله تعالى واخزاهم.
 
15- آنچه در روايت مذكور آمده بود كه: پيامبر (صلى الله عليه وآله) فرمودند: من به موسى (عليه السلام) سزاوارترم؛ پس رسول الله (صلى الله عليه وآله) به روزه گرفتن اين روز دستور فرمود. دو وجه در معناى آن به نظر مي رسد:
اوّل: اينكه چون يهود سبب روزه گرفتنشان را روز نجات حضرت موسى (عليه السلام) ذكر كردند؛ پيامبر (صلى الله عليه وآله) با جمله: من سزاوارتم به موسى (عليه السلام)؛ خواسته باشند بفهمانند كه من وارث حقيقي موسى و در حقيقت موساى زمان هستم لذا اينكه من اين روز را روزه بگيرم سزاوارتر است.
دوّم: يا اينكه منظورشان اين بوده اگر روز نجات موسى (عليه السلام) از فرعونيان مصر جاى عيد بودن و روزه گرفتن دارد؛ پس امروز كه روز ورودم به مدينه و استقبال مردم مدينه و اعلام التزام و پشتيبانيشان از من است، و با تحقق اين مرحله است كه من نجات از مشركان مكه پيدا كرده ام، و چونكه پيامبر (صلى الله عليه وآله) زمان هستم؛ من سزاوارترم از موسى (عليه السلام) به اين تجليل و بزرگداشت؛ لذا اين روز را عيد و روزه مي گيريم. و در صورت صحت اين روايت؛ نتيجه عملي هر دو وجه معناي آن يكي بوده كه همان عيد بودن و روزه داشتن روزه ورود پيامبر (صلى الله عليه وآله) و حضرت مولا (عليه السلام) به شهر مدينه است.
 
16- نتيجه آنكه: روز عاشوراي محرم؛ روز عزاي تمام پاك نهادان و پاك طينتان است؛ و روزه آن صحيح نيست؛ هر چند امساك از خوردن و نوشيدن در اين روز تا پس از عصر؛ نوعي همراهي با حضرت ابا عبد الله الحسين (عليه السلام) و اهل بيت و يارانشان بوده؛ و عملي بسيار پسنديده؛ و شرعا مستحب مي باشد. امّا روز ورود پيامبر (صلى الله عليه وآله) به مدينه و شروع تأسيس جامعه توحيدي؛ (چه اينكه در تاريخ 9 ربيع الأول باشد؛ و يا در روزهاى ديگر) قطعا از بزرگترين روزهاى تاريخ اسلام بوده و عيد مي باشد؛ و روزه آن هم استحباب دارد. [شمارة ثبت: (1166) منبع: المسائل المغربية]
 
 
أضف الى مفضلتك
  • del.icio.us
  • Digg
  • Facebook
  • Google
  • LinkedIn
  • Live
  • MySpace
  • StumbleUpon
  • Technorati
  • TwitThis
  • YahooMyWeb

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
التصنيفات : روزه | السمات:
  دوّن الإدراج  


اكتب تعليــقك
الإسم الذي سيظهر على التعليق
مشتركي مكتوب
اسم آخر



والحمد لله ربّ العالمين